المتابعه الى Netlog

المزيد من الثواني
sahameddin's profile page

sahameddin

male - 51 years, Orlando, United States
119 visitors

مدونة / برخورد تمدنها و گیجی و آوارگی جوا

Monday, 31 May 2010 at 08:08

برخورد تمدنها و گیجی و آوارگی جوانان ایرانی
ب
blog
print share
rss[11 reads]

by Sahameddin Ghiassi
31-May-2010

برخورد تمدنها و گیجی و آوارگی جوانان ایرانی

مازیار میگفت هنگامیکه در زمان شاه من مجبور بودم برای تحصیل به اتریش بروم با یک شوک و یا گیجی بی سابقه ای برخورد نمودم. من از یک خانواده مذهبی بودم پدرم و مادرم به من یاد داده بودند که از سن هفت سالگی نماز بخوانم و نماز هایم هم نمیبایست قضا بشود یعنی بایست به موقع و سر ساعت شرعی خوانده شوند نه یک ذره دیرتر و نه یک ذره زودتر. من فکر میکردم که آنانی که مومن و مسلمان هستند بسیار با اخلاق و مهربان و حالتی پدرانه و یا برادرانه نسبت بهم دارند. پدر و مادر من عمیقا مذهبی بودند و ایمانی سخت و بسیار سفت به اسلام داشتند. این ایمان ظاهری و برای کسب منافع مادی و یا جانماز آبکشی نبود بلکه واقعا اسلام و امامان و پیامبر را میپرستیدند و در موقع عاشورا و تاسوعا پدر من واقعا اشگ میریخت و گریه میکرد و بر مظلومیت امام حسین دل میسوزانید. با وجود اینکه هم پدرم و هم مادرم فارغ تحصیل دانشسراهای عالی بودند.

این ریشه سخت و محکم مذهبی در آنان بود و بمن هم منتقل شده بود. متاسفانه در آن سالهای بعد از تمام کردن دبیرستان برای خیلی از دانش آموزان متوسط امکان اینکه بتوانند در رشته های دلخواهشان ادامه تحصیل در دانشگاه بدهند نبود. تعداد پذیرفته شدگان دانشگاه ها بسیار کم بود و امتحان حذفی به شاگران و دانش آموزان متوسط خوب و یا حتی خوب اجازه ورود به رشته های خوب و مورد علاقه دانش آموزان را نمیداد. شاید دانش آموزان خیلی با هوش و خیلی عالی با داشتن امکانات خوب مادی و فارغ تحصیل شده از مدارس درجه یک و ملی مثل هدف البرز و غیره خیلی راحت تر میتوانستند به رشته های مورد علاقه شان راه پیدا کنند این بود که هم پدرم وهم مادری با ادامه تحصیل من در ایران در رشته ادبیات پارسی که قبول شده بودم مخالف بودند و میگفتند که این رشته آینده ای ندارد و همیشه در کم پولی و مشگلات ناشی از آن بسر خواهی برد. بیا و به خارج برو و در آنجا ادامه تحصیل در رشته دلخواهت بده که پزشگی است.

پدر و مادرم بعد از مثلا تحقیق گفتند که انگلستان خیلی گران است بهتر است که به اتریش بروی که ارزان تر است و امکان اینکه ما بتوانیم برایت ماهیانه ای بفرسیتم بهتر است. پدر و مادر من هر دو مثلا کارمند دولت بودند و درآمدی آنچنانی نداشتند. آنان با زحمت یک خانه کوچک تهیه کرده بودند و بعد از سالها زندگی توانسته بودند که فرشهای بافت کاشان بخرند و خانه را برای ما بخصوص برای خواهرانم آبرومند بسازند شاید بتوانند خواستگار خوبی برایشان پیدا کنند. و بقول مادرم اگر داماد آینده چشمش به آ


Comment

You need to log in to post a comment. If you don't have an account yet, register now!
Your rating: 0
no rating